صنایع دستی؛ قربانی بزرگ مدیریت دولتی

صنایع دستی؛ قربانی بزرگ مدیریت دولتی

به گزارش روابط عمومی شرکت صنایع‌دستی آقاجانی، جناب آقای امیر آقاجانی؛ مدیرعامل محترم شرکت صنایع‌دستی آقاجانی به مناسبت هفته‌ی صنایع‌دستی با پایگاه خبری تحلیلی مدیران و رؤسا گفتگو  نمودند. در ادامه می‌توانید متن کامل این گفتگو را مطالعه نمایید.
حوزه صنایع دستی کشور در صورتی که با انتخاب‎‌های اشتباه مدیریتی دست و پنجه نرم نکند می‌تواند چندین برابر درآمد نفتی برای کشور ارزآوری داشته باشد. این در حالی است که بخش زیادی از دغدغه اشتغال را در کشور برطرف می‌کند. اما در حالی که ما در کشور با هیچ مشکلی برای توسعه این حوزه مواجه نیستیم، ضعف سیستم مدیریتی و بی‌اطلاعی برخی مدیران از ماهیت این حوزه به عنوان مانعی بر سر راه توسعه صنایع دستی قرار گرفته است. این بخشی از صحبت‌های امیر آقاجانی دارنده بزرگترین خط تولید صنایع دستی در کشور و بنیانگذار برند آقاجانی است که به بهانه هفته صنایع دستی پای صحبت‌های او نشستیم. کارآفرینی که از دل بازارچه میدان امام اصفهان فعالیت هنری خود را از دوران نوجوانی آغاز کرد و امروز با ۲۵۰۰ نفر نیرو، در سراسر ایران و در ۶ کشور جهان دارای نمایندگی است. در ادامه گزارش گفتگوی «مدیران و رؤسا»را  با این مدیر جوان کارآفرین می‌خوانید:
چینش مدیریت در کشور ما جدای از اینکه از قاعده شایسته‌سالاری پیروی نمی‌کند، بلکه فاقد دلایل منطقی و مشخص برای انتخاب مدیران است. این در حالی است که برخی مدیران که در گذشته شایستگی آنها در هاله‌ای از ابهام بود اکنون به اسم مردمی بودن به طور واضح مطرح می‌کنند :”مردم شما راهکار ارائه دهید”. کمتر مشاهده می‌شود یک فرد نخبه بتواند به مناصب دولتی در سطوح بالا دست پیدا کند. اما چرا باید شرایط کشور به گونه‌ای باشد که نخبگان از کشور فراری داده شوند و افرادی که شایسته جایگاه مدیریت نیستند در این منصب‌ها قرار بگیرند.

اگر دغدغه اشتغال دارید صنایع دستی را دریابید

حوزه صنایع دستی گردشگری و میراث فرهنگی نیز از این ماجرا به دور نیست. اهمیت این وزارتخانه به گونه‌ای است که می‌توان گفت جزء چند وزارتخانه مهم کشور است به گونه‌ای که هر یک از بخش‌های آن به صورت جداگانه می‌تواند یک وزارتخانه باشد اما در حال حاضر وضعیت میراث فرهنگی به حال خود رها شده و رسیدگی در مورد آن صورت نمی‌گیرد، وضعیت گردشگری و صنایع دستی نیز مشخص است. اما اگر ما دغدغه اشتغال و اقتصاد داریم آیا دو بخش گردشگری و صنایع دستی؛ به ویژه صنایع دستی ایران که میتواند رتبه بالای صادراتی داشته باشد نمیتواند دغدغه ما را محقق کند؟

تحریم‌ها بهانه است

در حال حاضر بنده به عنوان صاحب بزرگترین برند صنایع دستی کشور تعداد ۲۵۰۰ نیرو را به عنوان پرسنل در اختیار دارم. به جرات میتوانم بگویم در صورتی که در کشور به ویژه در حوزه صنایع دستی با ضعف مدیریت مواجه نبودیم در فاصله اندکی می توانستم این تعداد را به دو برابر افزایش دهم. زیرا برنامه ها و زیرساخت های آن کاملاً فراهم است و هنرمندان با استعداد و با انگیزه ای داریم. تنها مشکل ما ضعف مدیریت در بدنه اداری کشور است. این در حالی است که بسیاری از افراد موضوع را به گونه دیگر جلوه میدهند. گویا مشکلات اقتصاد و اشتغال کشور به هر دلیلی پیش آمده  است به جز ضعف مدیریت. به طور مثال بنده به عنوان یک تولید کننده در حوزه صنایع دستی دغدغه تامین مواد اولیه ای  به نام مس دارم. کشور ما معدن مس است، صادرات مس خام نیز ممنوع است و بنده به عنوان بزرگترین تولید کننده صنایع دستی در کشور که توان پرداخت نیز دارد دغدغه تامین مس دارم زیرا به جای حمایت از تولید کننده، تولید کننده باید این ماده اولیه را در بورس و در یک روند دلالی  با قیمت چند برابر خریداری کند و کسی پاسخ نمی دهد که کمبود در این حوزه چه ارتباطی به تحریم ها دارد.  این در حالی است که ما مرکز فعالیتمان استان اصفهان است و این استان دارای منابع مس فراوان است. می توان از این منابع، سهمیه مس دولتی برای حوزه صنایع دستی قرارداد  تا به اشتغال کمک شود. اما نه تنها در حوزه مواد اولیه حمایت از تولید کننده نمی شود بلکه اداره دارایی هنگام دریافت مالیات به این موضوع که یک مجموعه تولید کننده است، کارآفرین است و اشتغال ایجاد کرده توجهی ندارد.
در حالی که بعضی از اشخاص تنها با ارائه یک کارت ملی وام های میلیاردی میگیرند،  هنرمند صنایع دستی ما برای ایجاد اشتغال با ارائه ضمانت نامه های معتبر پس از مدتها دوندگی نمی تواند مبلغ کمی وام دریافت کند. زیرا هر زمان که پای منفعت دولت ها در میان باشد، اشخاصی که واقعاً برای توسعه کسب و کار خود به این مبالغ نیاز دارند باید به دلیل حجم بالای قوانین و کاغذ بازی از خواسته خود دست بکشند در حالی که در  بسیاری از حوزه‌ها ما با بی قانونی های سرسام آور مواجهیم. بدون شک چنین دیدگاهی به معنای این است که ما خودمان در حق خودمان ظلم می کنیم.

تحریم‌ها به ورود کالاهای بی‌کیفیت خارجی پایان داد

اگر بخواهیم منصفانه  قضاوت کنیم تحریم‌ها باعث شد ورود کالاهای بی کیفیت خارجی تعطیل شود و برندهای همانند اسنوا با حجم بالایی از نیروی کار مشغول به فعالیت شوند. کشور ما در مدت تحریم ها تنها در حوزه خودروسازی با شکست مواجه شد که اتفاقاً این حوزه نیز به دلیل ضعف مدیریت شکست خورد، این در حالی است که طراح برند معروف BMW  یک ایرانی است. ما  تمام هزینه، انرژی، توان و حمایت خود را از نخبگان در راستای برخی حوزه های خاص قرار داده ایم. این در حالی است که کشور به توسعه در تمامی ابعاد نیاز دارد زیرا در غیر این صورت نتیجه آن این میشود که با وجود توان تولید پیشرفته ترین موشک های دنیا در کشور، صنعت خودروسازی قادر به تولید یک محصول با کیفیت نیست.
در راستای چنین عملکردی است که با تغییر هر وزیر کل وزارتخانه جابجا میشود و از حوزه هایی کاملا نامربوط تمام مدیران دوباره انتخاب می شوند.  به گونه ای که شما با هر یک از مدیران جدید در ارتباط با حوزه های تخصصی آن ها صحبت کنید هیچ اطلاعاتی ندارند. در مقابل یک نیروی کار کشته و حرفه‌ای را از حوزه مورد نظر خود حذف می کنند. بنده به عنوان تولیدکننده درک می کنم حذف این افراد با تجربه و حرفه ای، چه ظلم بزرگی است زیرا با این افراد طی سالهای متوالی همکاری داشته ام و در مقابل با افرادی که اطلاعاتی در حوزه صنایع دستی ندارند نیز در حال حاضر کار می کنم.

در کشور ما حمایت از تولید کننده فقط  یک شعار است

گویا در کشور ما حمایت از تولید و تولید کننده تنها یک ادعا و شعار است زیرا کوچکترین مواردی که می تواند دغدغه تولید کنندگان را بر طرف کند، انجام نمی شود. افرادی همانند بنده به عنوان تولیدکننده به دلیل اینکه نسبت به وطن خود عِرق داریم،  به گزینه های همانند مهاجرت و توسعه کسب و کار خود در خارج از کشور فکر نمیکنیم در حالی که کشوری همانند عمان تمام امکانات را به عنوان تولید کننده در اختیار تولیدکنندگانی همانند ما قرار می دهد امادر کشور ما مصرف برق بیشتر صنعتی مشمول جریمه میشود و هرگز اینگونه برداشت نمی شود که تولید و اشتغال بیشتری انجام شده است.
از سوی دیگر هر نوع اعتراضی نسبت به سیستم مدیریتی کشور این گونه برداشت می شود که ما در راستای اهداف کلان کشور حرکت نمی کنیم این در حالی است که ما دغدغه کشور خود را داریم و تمامی این برخوردها در حالی است که حتی مقام معظم رهبری عنوان کرده اند که اگر شخصی مخالف صحبت بنده مطلبی عنوان کند به معنای مخالفت با شخص بنده نیست.
در حالی که ایشان می گویند اگر ما دور تا دور کشور را دیوار بکشیم به هیچ چیزی خارج از این دیوار نیازی نداریم زیرا امکان توسعه هر صنعتی را در داخل کشور خود داریم، حمایت از تولید کننده به یک شعار تنزل یافته.
واقعا جای سوال است که چرا در هر نقطه ای که پای رونمایی از دستاوردها در میان باشد شاهد حضور جوانان هستیم اما همین جوانان را نمی گذارند در منصب های مدیریتی باشند. در مقابل وزیری در مسند وزارتخانه صنایع دستی میراث فرهنگی و گردشگری کشور قرار میگیرد که یک اثر باستانی و قدیمی را همانند یک شی معمولی با دست بلند می کند.

صنایع دستی توان پیشی گرفتن از نفت را دارد

از سوی دیگر این جای تعجب است که صنایع دستی که می تواند بخش بزرگی از صادرات ما را تشکیل دهد به ندرت به عنوان حوزه ای که می تواند با یک هیئت تجاری همراه شود به رسمیت شناخته می شود.  گویا تفکر برخی از مدیران این است  که هر شخصی که در حوزه صنایع دستی مشغول به کار است یک هنرمند تهیدست و خسته است.  هیچگاه آقایان مدیر به هنرمندان صنایع دستی نگفته اند که با دست خالی چه اشتغال آفرینی ای،  چه رشد و توسعه و چه ارزآوری داشته اید.  هیچگاه به این فکر نکرده اند که اگر از بنگاه های اقتصادی بزرگ در حوزه صنایع دستی حمایت کنند از آن هنرمند زحمتکش که حتی برای بیمه خود دغدغه دارد، حمایت کرده اند. این دیدگاه همان دیدگاهی است که به جای ایجاد اشتغال همین مبالغ را برای ارائه یارانه هزینه می‌کند. در نتیجه چنین سیاست‌هایی است که تصور بنده به عنوان یک تولید کننده این است که هرجا پا یک مسئول دولتی در میان آمد، همه چیز خراب می شود.
این در حالی است که اگر این مسئولان گوش شنوا داشته باشند و چند مورد از دغدغه های تولید کننده را برطرف کنند چند گام رو به جلو برداشته ایم و دیگر نیازی نیست چشم امیدمان به نفت باشد،  بلکه از صنایعی همانند صنایع دستی چندین و چند برابر چاه های نفت درآمد و ارزآوری ایجاد میکنیم.  اما برای این حوزه صنایع دستی هم همانند سایر بخش ها  تحریم ها بهانه شده. علاوه بر این به این بخش به چشم یک عضو جدا مانده نگاه می کنند و برای آن ارزش قائل نیستند. چرا باید ایران با سطح از تمدن و آثار باستانی بی نظیر، با این تنوع و توان در حوزه صنایع دستی و با طبیعت چهار فصل خود باید ضعیف ترین غرفه را در اکسپوی دبی داشته باشد، به گونه ای که  غرفه ایران از کشورهای همانند افغانستان که دارای مشکلات داخلی بسیار هستند نیز ضعیف‌تر عمل کرد. چرا باید برای افتتاحیه مهمترین رویداد حوزه صنایع دستی نباید شخص وزیر حاضر شود و مدیر تولید تجاری سازی که مدت زمان اندکی است منسوب شده باید در این رویداد حاضر شود.
ما به عنوان تولید کننده برای اینکه علم خود را به روز نگه داریم در برخی از رویدادهای جهانی شرکت می کنیم و متاسفانه مشاهده می کنیم کشورهایی با پایین ترین سطح تولیدات صنایع دستی در این رویداد ها حضور دارند اما کشور ما حتی غرفه ندارد. این در حالی است که کشور ما در حد یک پاویون اختصاصی برای تشریح صنایع دستی، تاریخ و پیشینه کشورمان و توانمندی هایی که در این حوزه داریم، امکان حضور دارد. مدیران کشور ما در حالی تصور می کنند کشورهایی همانند هند دارای صنایع دستی برگزیده هستند که صنایع دستی آنها در قبال اصالت و هنر صنایع دستی ایران هیچ حرفی برای گفتن ندارد.در  نتیجه چنین نگاهی است که  برای سه حوزه مهم صنایع دستی، گردشگری و میراث فرهنگی سالانه یک نمایشگاه برگزار می شود و آن را با حوزه طلا و جواهرات ادغام می کنیم  که متاسفانه سطح کیفی این نمایشگاه  نیز سالانه رو به پسرفت است.

سیستم مدیریتی ما به انتخاب‌های اشتباه دست می‌زند

در نهایت این که سیستم مدیریتی ما  به انتخاب های اشتباه دست می زند و دغدغه های اشتباه دارد. در مورد جوانان و کودکانی که در حال حاضر وجود دارند دغدغه اشتغال و اقتصاد نداریم اما دغدغه فرزندآوری و افزایش جمعیت داریم و به این نمی اندیشم که اگر وضعیت اقتصاد بهبود پیدا کند و مردم مشکلات معیشتی نداشته باشند قطعاً جوانان ازدواج خواهند کرد و فرزند آوری نیز افزایش پیدا میکند. بله کشور ما با مشکلی به نام پیری جمعیت در آینده مواجه است اما اگر مشکل را یافته اید،  راه حل را نیز به درستی انتخاب کنید.

برچسب‌ها:

۲ دیدگاه

  1. ccfeyz ۱ تیر ۱۴۰۱ پاسخ

    خدا قوت جانانه به سخنان گرانمایه، این متن ارزش چندبار خوندن رو قطعا با بهره لذت بردن داره
    🌼🎗

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

0
X